محمد حميد الله ( مترجم : سيد محمد حسينى )

422

مجموعة الوثائق السياسية للعهد النبوي و الخلافة الراشدة ( نامه ها و پيمانهاى سياسى حضرت محمد ( ص ) و اسناد صدر اسلام ) ( فارسي )

( 1 ) ( 283 / 16 ) فرمان أبو بكر به عكرمه واقدى همچون فرمان پيشين اما بعد : بىگمان از خبر شورش و سركشى اشعث بن قيس و قبيله‌هاى كنده ، آگاه گشته‌اى . نامهء زياد بن لبيد ، به دست من رسيده و او در نامهء خود نوشته است كه مردم كنده ، بر وى و ياران وى شوريده و در حضرموت در شهر يريم ، آنان را در محاصره گرفته‌اند . هنگامى كه اين نوشتهء مرا مىخوانى ، با همهء ياران خود و كسانى از مردم مكّه كه با تو همراه گردند ، به سوى زياد برو ؛ به سخنان وى گوش فرا ده و از وى فرمان بر ، كه او فرمانده توست . به هوش باش به هر قبيله‌اى از قبايل عرب كه مىگذرى ، آنان را به نبرد با دشمن فرا خوانى و به خواست خداوند ، ايشان را در پيكار با اشعث بن قيس و ياران وى ، با خود همراه سازى . و السلام . عكرمه ، رهسپار شد تا به صنعاء رسيد ؛ مردم آنجا را به رويارويى با دشمن فرا خواند و آنان نيز به وى ، پاسخ يارى دادند . سپس به سوى مأرب رهسپار گشت و در آنجا فرود آمد . مردم ذباء ( ؟ ذمار ( 1 ) ) از آهنگ وى آگاه گشتند و از رفتن عكرمه به جنگ مردم كنده ، به خشم آمدند . به يكديگر گفتند : بهتر است با سرگرم ساختن عكرمه ، در درگيرى با عموزادگان خويش ، او را از رفتن به پيكار كنده و قبايل يمن ، بازداريم ؛ از اين رو ، بر آن شدند كه چنان كنند . آنان بر [ حذيفة بن عمرو كه كارگزار أبو بكر در ميان ايشان بود ، شوريدند و او را از ديار خويش ، بيرون راندند . وى به سوى عكرمه گريخت و به او پناه برد . حذيفه ، دربارهء رفتار مردم ذباء و بازگشتن آنان از آيين اسلام و بيرون راندن خود وى از ذباء ، نامه‌اى به أبو بكر نوشت [ 283 / 17 ] ؛ و او را آگاه ساخت كه خود به عكرمه پيوسته است و با وى به سر مىبرد . متن اين نامه ، در دست نيست . در پى اين رويدادها ، أبو بكر سخت برآشفت و سپس به عكرمه نوشت : 1 . ذمار : نام يكى از روستاهاى يمن است كه در دو منزلى صنعاء قرار دارد . برخى گفته‌اند كه ذمار ، نام ديگر صنعاء است ( ياقوت 2 / 721 - 22 ) . - م .